سنت آزمايش در قرآن

0
134
سنت آژمایش در قرآن

نویسنده: عباس مسلمی زاده

چکیده :
تحليلي است از سنت امتحان و ابعاد مختلف آن از نگاه قرآن كريم.
در اين مقاله نخست به بررسي مفهوم آزمايش و ابعاد آن از نگاه قرآن پرداخته شده و سپس فلسفه آزمايش‌هاي الهي در حق بندگان بيان مي‌گردد. نگارنده به مواردي از اجراي سنت امتحان الهي در مورد اقوام و ملل گذشته از منظر قرآن اشاره كرده، آنگاه عموميت و همگاني بودن آزمايش و انواع آن و رمز موفقيت در امتحان الهي را تبيين مي‌نمايد.

مقدمه
سنت آزمايش و امتحان الهى از جمله سنن قطعى است كه همواره در نظام آفرينش جارى است و همگان را به نوعى در بر مى گيرد و به شيوه هاى مختلف در صحنه زندگى انسان بروز مى نمايد.
انسان موجودى انديشمند و داراى استعداد است كه با داشتن قدرت انتخاب مى تواند راه حق يا باطل، صلاح يا فساد را آگاهانه انتخاب كند و خود را به سر حدّ كمال ارتقاء داده يا به ذلت و خوارى بكشاند. از آنجا كه خداوند متعال مى خواهد انسان ها به مرحله عالى از رشد و تكامل نايل آيند، مسأله آزمايش را بر سر راهشان قرار داده است; چرا كه زندگى بدون رنج و رفاه، غم و شادى و فراز و نشيب، چيزى جز زندگى حيوانات و بهايم نيست و هيچ رشد و بالندگى در آن وجود ندارد. موفقيت ها و پيشرفت هايى كه براى بعضى رخ داده، مولود همان فراز و نشيب هايى است كه در زندگى آنان به وجود آمده و آنها را آبديده كرده و در حقيقت، تكامل انسان نتيجه امتحانات و سختى هايى است كه خداوند براى او تقدير مى نمايد. آنچه در اين نوشتار مى آيد نگرشى است بر ابعاد مختلف اين سنت قطعى الهى كه اميد است براى خوانندگان مفيد واقع شود.

مفهوم آزمايش
در آيات قرآن با تعابير مختلفى همچون: ابتلاء، امتحان، تمحيص، اختبار و فتنه، از سنت آزمايش سخن به ميان آمده است.
«محص» و «فتنه» در اصل به معناى پاك و خالص كردن طلا مى باشد، كه طلا را در آتش سوزان قرار مى دهند تا مواد زائدش از بين رفته و خالص و ناب گردد. [1] واژه هاى ديگر مانند: «ابتلاء»، «اختبار» و «امتحان» نيز در معنايى نزديك به معناى ياد شده استعمال شده اند. ماده «محص» و «فتنه»، پس از استعمال در معناى لغوى ياد شده، در امتحان انسان استعمال شده اند; بدين معنا كه انسان در بوته آزمايش قرار مى گيرد تا خبث باطنى افراد منافق ظاهر شود و فضيلت و صفات پسنديده اشخاص مؤمن بروز نمايد.
اين معناى اصطلاحى در روايات معصومين(عليهم السلام) نيز مورد توجه قرار گرفته است. از حضرت رضا(عليه السلام) در ذيل آيه اول سوره مباركه عنكبوت، نقل شده است كه حضرت فرمودند: «…امتحان مى شوند همان گونه كه طلا در كوره، آزمايش مى شود. سپس فرمود: خالص و پاك مى شوند همچنان كه آتش ناخالصى هاى طلا را از بين مى برد و آن را خالص و ناب مى گرداند.»[2]

آزمايش در قرآن
همان طور كه گذشت در قرآن كريم با تعابير گوناگونى از آزمايش الهى سخن به ميان آمده است. در اين بخش، به بررسى برخى از آيات مرتبط با اين تعابير مى پردازيم:

1. فتنه:
قرآن كريم مى فرمايد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ…; [3] آيا مردم گمان كردند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند به حال خود رها مى شوند و آزمايش نخواهند شد؟! ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم ـ و اينها را نيز امتحان مى كنيم ـ بايد علم خداوند در مورد كسانى كه راست مى گويند و كسانى كه دروغ مى گويند تحقق يابد.» اين آيه ضمن اينكه بيان مى دارد شما را آزمايش مى نماييم، تصريح مى كند كه امت هاى قبل از شما و پيروان اديان آسمانى گذشته را نيز آزموده ايم.
در فرازى ديگر آمده است: «أَوَ لاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِى كُلِّ عَام مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَ لاَهُمْ يَذَّكَّرُونَ; [4] آيا آنها ـ منافقين ـ نمى بينند كه در هر سال يك يا دو بار آزمايش مى شوند؟ باز توبه نمى كنند و متذكر نمى شوند.» گرچه شأن نزول اين آيه درباره منافقان زمان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است، ولى نمى توان خطاب قرآن را منحصر به آنها دانست; بلكه همه مسلمانان مورد خطاب اين كلام الهى هستند.

2. بلاء:
قرآن كريم مى فرمايد: «الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً; [5] خدايى كه مرگ و زندگانى را آفريد تا شما بندگان را بيازمايد كه كداميك نيكوكار است.»
همچنين در آيه اى ديگر مى خوانيم: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الاَْرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً; [6] ما آنچه را كه روى زمين است، زينت آن قرار داديم تا آنها را بيازمائيم كه كدامين آنها بهتر عمل مى كنند» از آنجايى كه بناء خداوند، بر آزمايش بندگانش مى باشد، در اين آيه مى فرمايد جهان را به گونه پر زرق و برق ساختيم تا هر گوشه اى از آن دلها را به خود مشغول كرده و انگيزه ها و آرزوهايى در دلهاى انسان ها بيافريند و در كشاكش اين وابستگى ها است كه ميزان قدرت ايمان، نيروى اراده، معنويت و فضيلت انسان و چگونگى رفتار و كردار او به نمايش گذاشته مى شود.

3. امتحان:
امتحان، يكى ديگر از تعابيرى است كه قرآن كريم در مورد آزمايش بندگان خدا به كار برده است: «إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَ تَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ; [7] آنها كه صداى خود را نزد رسول خدا كوتاه مى كنند، همان كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوا خالص نموده و براى آنان آمرزش و پاداش عظيمى است.»
از جمله آزمايش هاى خداوند، حفظ ادب در محضر بزرگان دين است. آنان كه ادب محضر را حفظ نمى كنند در عرصه امتحان سربلند بيرون نمى آيند; اما كسانى كه زبان خويش را نگاه مى دارند و سخن به نرمى و ملايمت مى گويند، نشانه پاكى دلهايشان از معصيت، و بهره مندى از آمرزش و پاداش الهى است.

فلسفه آزمايش
يكى از سؤالاتى كه درباره آزمايش به ذهن آدمى مى آيد، اين است كه آزمايش انسان ها توسط خداوند، چه سودى براى خداوند دارد. مگر خداوند متعال از حال و آينده ما آگاه نيست؟ مگر نمى داند با قرار گرفتن در بوته آزمايش، راه حق يا باطل، سعادت يا شقاوت را انتخاب مى كنيم؟ پس او قادر است كه هر كس را بدون امتحان، به همان مرتبه اى را كه با آزمايش مستحق آن مى شود برساند. اگر خداوند به همه چيز احاطه دارد و غيب آسمان و زمين را به خوبى مى داند، چرا بندگان خويش را امتحان مى كند؟ مگر چيزى بر او مخفى است تا به وسيله امتحان آشكار شود؟!
در پاسخ به اين سؤال مهم بايد گفت آزمايش الهى ريشه در پرورش و تربيت آدمى دارد. اين سنت كلّى و دائمى پروردگار، براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته و در نتيجه پرورش دادن بندگان مى باشد; همان گونه كه فولاد را براى استحكام بيشتر در كوره مى گذارند تا آبديده شود، انسان نيز تنها در كوره حوادث و مشكلات است كه از زشتى ها پاك مى شود و مسير رشد و كمال را مى پيمايد.
قرآن مجيد نيز به اين حقيقت تصريح نموده و فرموده: «وَلِيَبْتَلِىَ اللَّهُ مَا فِى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِى قُلُوبِكُمْ; [8 ]او آنچه را شما در سينه داريد مى آزمايد تا دلهاى شما كاملاً خالص گردد.»
و در جاى ديگر فرمود: «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ; [9] اينها همه به خاطر آن است كه خداوند مى خواهد ناپاك را از پاك جدا سازد.»
حضرت على(عليه السلام)، در زمينه فلسفه امتحانات الهى مى فرمايد: «و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم ولكن لتظهر الافعال التى بها يستحق الثواب و العقاب; گرچه خداوند به روحيات بندگانش، از خودشان آگاهتر است، ولى آنها را امتحان مى كند تا كارهاى خوب و بد كه معيار پاداش و كيفر است، از آنها بروز كرده و ظاهر گردد.» [10]
به بيان ديگر، صفات درونى انسان به تنهائى نمى تواند معيارى براى ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانى كه در لابلاى افعال انسان خودنمائى كند. خداوند بندگان را مى آزمايد تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند و استعدادهاى خود را به فعليت برسانند و مستحق پاداش و كيفر او گردند. امتحان خدا براى آن است كه كارهايى كه معرّف روحيات و كمالات اوست و با آنها پاداش يا كيفر داده مى شوند، ظاهر شود.
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان *** تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد
بعضى از افرادى كه از فلسفه آزمايش بى اطلاع هستند و نتايج مثبت امتحان را درك نمى كنند و مى پندارند كه دنيا جاى خوشگذرانى و عشرت است، و فقط براى فعاليت و تلاش و كسب و كار و ثروت اندوزى آفريده شده اند و نبايد گرفتار رنجها و سختى ها بشوند. از اين رو، گمان مى كنند كه سنت آزمايش و امتحان الهى، نوعى ظلم و ستم در حق بندگان است در حالى كه خداوند عادل مطلق است و در حق كسى ستم روا نمى دارد و با توجه به آنچه درباره فلسفه آزمايش بيان شد، دانسته مى شود كه اين عمل، عين عدالت و همسو با هدف خلقت انسان مى باشد.

عموميت و همگانى بودن آزمايش
از آنجا كه نظام حيات در جهان هستى، نظام تكامل و پرورش است و همه موجودات زنده مسير تكامل را مى پيمايند، پس تمامى مردم بايد آزمايش شوند تا استعداد خود را شكوفا سازند. از ضعيف ترين انسان ها گرفته تا ستمكارترين و ديكتاتورترين جنايت كاران، از كوچك ترين افراد دلسوز به حال جامعه تا پيامبران و اولياء كه بزرگ ترين مربيان بشريتند، همه و همه بايد به تناسب شخصيت خود مورد آزمايش قرار گيرند تا هر كس در روند حركت خويش، به تكامل برسد. آرى پيامبران و اولياء بزرگى چون: ابراهيم(عليه السلام)، موسى(عليه السلام)، محمد(عليه السلام)، على(عليه السلام) و حسين(عليه السلام)در پرتو آزمايشات الهى به تكامل رسيدند. و نمرودها، فرعون ها، يزيدها و حجاج ها نيز از مرتبه انسانيت سقوط كردند و به پست ترين دركات رسيدند.
قرآن كريم به عموميت امتحان نسبت به انسان ها اشاره كرده و مى فرمايد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ; [11] آيا مردم گمان كردند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند به حال خود رها مى شوند و آزمايش نخواهند شد؟!» خطاب آيه شريفه و به ويژه كلمه ناس، عموميت امتحان را مى رساند; بنابراين افراد قوى و ضعيف توانا و ناتوان، حاكم و محكوم، فرمانده و فرمانبردار، ستمگر و ستمكش، فقير و غنى، مستمند و ثروتمند، عالم و جاهل، عادل و فاسق، همگى در معرض آزمايش قرار مى گيرند. قرآن كريم در جاى ديگر مى فرمايد: «إِنَّا خَلَقْنَا الاِْنسَـنَ مِن نُّطْفَة أَمْشَاج نَّبْتَلِيهِ; [12] ما انسان را از نطفه اى آميخته بيافريديم تا آنها را امتحان كنيم.»
در اين آيه نيز مانند آيه سابق كلمه انسان شامل تمام انسان ها مى شود و از آن، عموميت فهميده مى شود و امتحان را مختص گروهى خاص نمى داند.
علاوه بر آيات ذكر شده، آيات و روايات بسيار ديگرى نيز در موضوع آزمايش مردم آمده است كه بيانگر عموميت اين سنت الهى است. از جمله امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «لابُدَّ للناس ان يُمحَصّوا، لابُدَّ للناسِ ان يُغربلوا; به ناچار تمامى مردم بايد امتحان شوند، به ناچار تمام مردم بايد غربال شوند». [13]

انواع آزمايش
سنت آزمايش الهى نسبت به بندگانش يكسان نيست; خداوند بعضى را با سختى و تلخى، گرسنگى و تهى دستى، يا بيمارى و ناراحتى مى آزمايد و برخى را با مال و ثروت، قدرت و رياست، يا نعمت و آسايش آزمايش مى كند، و عده اى ديگر را نيز با قرار دادن در محيط آلوده يا سالم امتحان مى نمايد. البته دليل گوناگونى و تنوع در امتحان الهى روشن است. زيرا ممكن است افرادى تحمل سيرى و آسايش را داشته باشند وعده ديگر اين تحمل را نداشته باشند; ممكن است افرادى تحمل ناز و نعمت را داشته باشند، ولى در مقابل گرسنگى و فقر، تحمل خود را از دست بدهند; يا اينكه افرادى تا وقتى داراى مقام و پستى نشده اند، متواضع و خوش برخورد باشند و ذره اى غرور و نخوت در آنها مشاهده نشود، اما پس از رسيدن به قدرت و رياست، متكبر و خودخواه شوند. يا اينكه تا زمانى كه در محيط سالم هستند، پاى بند به حلال و حرام باشند، ولى با قدم گذاردن در محيط ناسالم به دستورات شرع بى اعتنا شوند و آنها را ناديده بگيرند. از اين رو، براى اينكه انسان در ابعاد مختلف راه تعالى را بپيمايد و به كمال برسد، لازم است در تمام جهات مورد آزمايش قرار گيرد. قرآن مى فرمايد: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الاَْرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً; [14] ما آنچه را روى زمين است، زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازمائيم، كدامينشان بهتر عمل مى كنند؟»
از آنجايى كه اراده خداوند متعال بر آزمايش و امتحان انسانها تعلق گرفته است، در اين آيه مى فرمايد جهان را چنان با جاذبه ساخته ايم كه بيشتر مردم فريفته آن مى شوند و جز به مسائل زندگى و رسيدن به اهداف دنيوى نمى انديشند و در اين جا است كه ميزان اعتقاد و ايمان و پاى بندى به انجام مسؤوليت اسلامى و انسانى و يا علاقه و جاذبه به ماديّات آشكار مى گردد.
قرآن كريم در فرازى ديگر گوناگونى آزمايش را چنين بيان مى فرمايد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْء مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِّنَ الاَْمْوَ لِ وَ الاَْنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَبَشِّرِ الصَّـبِرِينَ; [15] قطعاً همه شما را با امورى همچون ترس، گرسنگى، زيان مالى و جانى و كمبود ميوه ها، آزمايش مى كنيم و بشارت بده به استقامت كنندگان.»
بنابراين لازم نيست همه مردم با همه وسائل آزمايش شوند، بلكه ممكن است امتحان هر گروهى به وسيله چيزى انجام شود. ولى آنچه در نوع آزمايش شرط است وجود تناسب ميان امتحان الهى با روحيه ها و وضع فردى و اجتماعى مردم است.

رمز موفقيت در امتحان
يكى از سؤالاتى كه درباره امتحان مطرح مى شود اين است، كه اگر همه انسان ها در امتحان فراگير الهى شركت مى كنند، راه پيروزى و رمز موفقيت در اين همه امتحان چيست؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه يكى از رموز موفقيت در برابر آزمايش هاى الهى، صبر و پايمردى در برابر مشكلات و حوادث گوناگون است. صبر و استقامت، به آدمى قدرت تحمل شدايد و مصائب را مى دهد و توان او را در مسير امتحانات دنيوى فزونى مى بخشد. همان گونه كه اشاره شد، قرآن كريم صابران را بشارت داده است. [16]
توجه به گذرا بودن حوادث اين جهان و سختى هاى آن نيز عامل ديگرى براى پيروزى محسوب مى شود. ضمن اين كه توجه به تاريخ گذشتگان و بررسى موضع آنان در برابر آزمايش هاى الهى، براى آماده ساختن روح انسان، نسبت به امتحانات پروردگار بسيار مؤثر است. اگر انسان در مسائلى كه براى او پيش مى آيد احساس تنهائى كند، از نيروى مقاومتش كاسته خواهد شد، اما توجه به اين حقيقت كه اين مشكلات طاقت فرسا و آزمايش هاى سخت الهى، براى همه اقوام و ملت ها در طول تاريخ وجود داشته است، سبب افزايش نيروى پايدارى در انسان مى گردد. به همين دليل قرآن كريم، به منظور دلدارى پيامبر و تقويت روحيه او و مؤمنان، اشاره به تاريخ گذشتگان و حوادث دردناك زندگى آنها مى كند و مى گويد: «وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَـهُمْ نَصْرُنَا; [17] (اگر تو را تكذيب كنند تعجب نيست،) پيامبران پيشين را نيز تكذيب كردند، آنها در برابر تكذيب مخالفان پايدارى و شكيبائى به خرج دادند و آزار شدند تا اينكه سرانجام نصرت و يارى ما به سراغشان آمد.»
يكى ديگر از رموز موفقيت در امتحان بزرگ الهى، توجه به اين است كه همه اين حوادث دنيا در پيشگاه خداوند رخ مى دهد و او به همه چيز آگاه و بينا است; به عنوان مثال كسانى كه در يك مسابقه مشكل و طاقت فرسا شركت دارند، همين كه احساس مى كنند جمعى از دوستانشان در اطراف ميدان مسابقه آنها را مى بينند، تحمل مشكلات براى آنها آسان مى شود و با شوق و عشق بيشترى كوشش مى كنند. پس توجه به اين حقيقت كه خداوند مجاهدتهاى ما را در صحنه هاى آزمايش مى بيند، باعث مى شود كه شوق و اشتياق بيشترى در ما ايجاد و به راحتى امواج بلايا را به سينه صبر و شكيبايى بسپاريم. چنان كه حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، در صحنه كربلا به هنگامى كه بعضى از عزيزانش به فجيع ترين صورت به شهادت رسيدند، فرمود: «همين كه مى دانم اين امور در برابر ديدگان پروردگار انجام مى گيرد، تحمل آن بر من آسان است.» [18]

آثار سازنده آزمايش
همانطور كه گذشت فلسفه امتحانات الهى به دليل وجود آثار تربيتى و نقش سازنده اى است كه به وسيله آنها عايد انسان مى شود. اين آثار را مى توان در چهار مورد ذيل خلاصه كرد:

1. شكوفائى استعدادهاى نهفته:
وقتى انسان به مشكلى برخورد مى كند و پيشامد ناگوارى برايش رخ مى دهد، براى برطرف كردن آن اتفاق يا نجات از آن رويداد فكرش را به كار مى اندازد و مى انديشد و در نتيجه استعدادش رشد مى كند. چنان كه اميرمؤمنان على(ع) در اين باره مى فرمايد: «در دگرگونى احوال است كه جوهر و حقيقت مردان شناخته مى شود.» [19]

2. به وجود آوردن روحيه مقاومت:
افرادى كه فراز و نشيب و رنج و سختى را مى بينند و آزمايش هاى گوناگون را پشت سر مى گذارند، در برابر مشكلات مقاوم مى شوند و قدرت تحملشان نسبت به سختى و فشار بيشتر مى گردد. به بيان ديگر افراد بلا ديده و زجر كشيده، مانند سنگها و كوههاى استوارى هستند كه هيچ چيزى قدرت تكان دادن آن ها را ندارد.
امام على(ع) در وصف متقين مى فرمايد: «در سختى و گرفتارى چنانند كه ديگران در آسايش و خوشى.» [20 ]يعنى اهل تقوا به قضاى الهى تن داده، به آنچه خدا خواسته راضى و خشنودند و آسايش و گرفتارى براى آنان يكسان است.

3. هشدار و توجه دادن:
سرگرمى هاى زندگى باعث مى شود كه انسان نسبت به انجام وظايف الهى خويش كوتاهى كرده يا غفلت ورزد. يكى از آثار سازنده آزمايش اين است كه انسانِ غافل را متوجه و بيدار مى كند و نسبت به وظايف خويش آگاه مى سازد. قرآن كريم در اين مورد مى فرمايد: «وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَة مِّن نَّبِىّ إِلآَّ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِالْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ; [21] ما در هيچ شهر و آبادى، پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه مردمش را به ناراحتى ها و بلاها گرفتار ساختيم شايد (به خود آيند و به سوى خدا) باز گردند.» خداوند مى خواهد انسان آلوده به گناه و غرق در معصيت را متوجه اشتباهش نمايد تا شايد از اعمال خويش پشيمان شده، از كج روى ها دست بردارد و راه راست را انتخاب نموده، و به سوى سعادت واقعى گام بر دارد.

4. تكامل:
انسان براى تكامل آفريده شده و يكى از راه هاى رسيدن انسان به اين مرتبه، قرار گرفتن در بوته آزمايش مى باشد. همان گونه كه سنگ طلا، تا در كوره آتش قرار نگيرد و ذوب نشود و ناپاكى ها از آن زدوده نگردد، خالص، ناب و شفاف نمى شود و ارزش حقيقى خود را پيدا نمى كند، انسان هم تا گرفتار كوره حوادث نشود، به تكامل نمى رسد و شايسته تاجِ كرامت بنى آدم نمى گردد.
زندگى سراسر رنج و مشقت پيامبران بزرگ الهى، گوياى اين حقيقت است كه آدمى تا دچار ابتلاء نگردد زمينه طى كردن مراحل تكامل را بدست نمى آورد و شايستگى مقام قرب الهى را پيدا نمى كند.
قرآن كريم درباره ابراهيم(عليه السلام) مى فرمايد: «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَـت فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا; [22 ]هنگامى كه خداوند ابراهيم را به وسيله وسايل و مسائل مختلف آزمود و او به خوبى از عهده آزمايش بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم.»
مفسران درباره اين آيه گفته اند پس از آنكه خداوند حضرت ابراهيم(ع) را به كلمات كه وظايف مشكلى همچون شكستن بت ها و قرار گرفتن در دل آتش، مهاجرت از سرزمين بت پرستان، قرار دادن زن و فرزند در سرزمين خشك و بى گياه و سرانجام دستور قربانى كردن فرزند دلبندش اسماعيل(عليه السلام) بوده است، آزمايش كرد و حضرت به شايستگى از عهده آزمايش بر آمد، آنگاه لياقت پيشوائى جهانيان را پيدا كرد و مورد خطاب «انّى جاعلك للنّاس اماماً» واقع شد و حضرت در تمامى مراحل آزمايش پيروز شد، مسير رشد و تكامل را پيمود و از مرتبه نبوت به مقام شامخ امامت نايل گشت. [23]


1 . اصل المحص تخليص الشىء ممّا فيه عيب يقال محصّتُ الذهب اذا اَزَلْتَ عَنهُ ما يشوُبُه.(المفردات: 464) اصل الفَتْن إدخال الذهب النار لتظهر جودته عن رداءَته.(المفردات: 371)
2 . اصول كافى (مترجَم) 2: 196.
3 . سوره عنكبوت، آيه 2.
4 . سوره توبه، آيه 126.
5 . سوره ملك، آيه 2.
6 . سوره كهف، آيه 7.
7 . سوره حجرات، آيه 3.
8 . سوره آل عمران، آيه 154.
9 . سوره انفال، آيه 37.
10 . نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 93.
11 . سوره عنكبوت، آيه 2.
12 . سوره انسان، آيه 2.
13 . بحارالانوار، ج 5، ص 219، حديث 13.
14 . سوره كهف، آيه 7.
15 . سوره بقره، آيه 155.
16 . سوره بقره، آيه 155.
17 . سوره انعام، آيه 34.
18 . تفسير نمونه، ج 1، ص 533.
19 . نهج البلاغه، حكمت 208.
20 . نهج البلاغه، خطبه 184.
21 . سوره اعراف، آيه 94.
22 . سوره بقره، آيه 124.
23 . تفسير الميزان، ج 1، ص 275; تفسير البيان، ج 1، ص 373.

ترک پاسخ

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید